دکتر کیارش مهرانی
استادیار و مدرس علوم مالی
تاریخ:۲۰ شهریور ۱۴۰۱
دیروز در مراسم ختم پدر آقای احمدزاد اصل، یکی از سرمایه گذاران و اساتید بزرگ مالی را دیدم که با هم به مروری از بازار سهام و بازدهی های سنگین منفی پرتفوی پرداختیم. دوست عزیزم که دچار پریشانی فکری شده بود و علیرغم اینکه در حوزه فایناس دارای بالاترین تخصص است اذعان میکرد که تحمل زیان با شیوه ای که برای سرمایه گذاری داشته است بسیار دور از ذهن وی بوده و موجب شده بخش عمده ای از زندگی وی تحت تاثیر واقع شود.اینجا بود که یاد این گفته قدیمی افتادم که هر سرمایهگذاری، هر چقدر هم که دور اندیش و خردمند باشد، با خطر یک فروپاشی بزرگ اقتصادی زندگی میکند. در واقع همیشه مخاطرات بزرگی در کمین سرمایه گذاری است که بارها و بارها این مخاطرات تکرار و با هیبت جدیدی ظاهر میشود.ممکن است این مخاطرات دوباره ظاهر شود و اتفاق بیفتد ولی هیچ یک ازما زمان و نوع آن را نمیدانیم و شاید هم به دلیل نداشتن بینش کافی و نامتقارن بون اطلاعات و همچنین سیگنال هایی که از اتاقهای فرمان دریافت میکنیم موجب شودتا تصمیمات درستی را اتخاذ نکنیم.اگر چنین شود، سالها پسانداز و منابع مالی که به سختی به دست آمدهاند، میتوانند ظرف چند ساعت از بین بروند.خوشبختانه، اقداماتی وجود دارد که می توانید برای محافظت از خود و کنترل رفتار و احساسات و در نتیجه بخش عمده ای از دارایی های خود در برابر سقوط بازار یا حتی رکود اقتصادی جهانی انجام دهید. برای روشن شدن موضوع میخواهم یک مثال واقعی و جالب بزنم تا شاید دردهای سرمایه گذارانی که بخش عمده ای از منابع خود را از دست داده اند التیام داده شود( البته قطعا تسکین نمیشود).چند وقت پیش یک فیلم تقریباً قدیمی را دیدم که نکات جالبی رابرای یاد گیری داشت.
تام هنکس در فیلم پرآوازه و مشهور سالی(کاپیتان چسلی “سالی” سولنبرگر) که بر اساس یک حادثه واقعی ساخته شده است در نقش خلبان هواپیمایی بود که در ۱۵ ژانویه ۲۰۰۹، پس از برخورد پرواز ۱۵۴۹ US Airways به گله غازها، سعی در فرود اضطراری در رودخانه هادسون نیویورک نمود. به طور معجزه آسایی، همه ۱۵۵ مسافر و خدمه از این مصیبت وحشتناک جان سالم به در برند و در جریان این حادثه، سولنبرگر در چشم مردم و رسانه ها به یک قهرمان ملی تبدیل شد.با وجود تمجیدها، خلبان مشهور با تحقیقاتی روبرو میشود که شغل و شهرت او را تهدید می کند.در این فیلم نشان میدهد کمیته تحقیق و تفحص حادثه پرواز با شبیه سازی پرواز به دنبال محکوم کردن اقدام سالی در فرود آمدن در رودخانه هادسون است.نکته جالب فیلم اینجاست که ۱۷ بار شبیه سازی کامپیوتری نشان میدهد که تصمیم خلبان سالی سولنبرگر در فرود آمدن در رودخانه بجای فرود در فرودگاه محلی اشتباه است و طبق دستور اتاق فرمان، وی باید به نزدیک ترین فرودگاه محلی بر می گشت. خلبان سولنبرگر نیز هر چند مانند هر انسانی که در برابر دیوار بلندبی اعتمادی دچار تردید میگردد اما با شبیه سازی صحنه با عامل انسانی(بجای رباتها) به کمیته ثابت میکند که وی نه تنها مقصر نیست بلکه ناجی انسانهای پرواز ۱۵۴۹ بوده است. وی در مواجه با کمیته تحقیق و تفحص اظهار میکند که در رویارویی با حوادث،همه چیز تا زمانی که برای اولین بار اتفاق می افتد بی سابقه است و به راحتی نمیتوان آن صحنه را بر اساس تکرار و با شبیه سازی های پیچیده انسانی قضاوت نمود. وی در پاسخ به هیات تفحص گفت که هیچکس درباره اینکه هواپیما ممکن است سقوط کند به ما هشدار نداده بود ولی کارشناسان و رباتها این سقوط را با
علم به اینکه هواپیما در زمان خاص و نقص فنی مشخص مواجه شده ارزیابی کرده اند . وی به زیبایی و با کلام سنجیده گفت که”هیچ کس نگفت شما هر دو موتور را در ارتفاع کمتری نسبت به هر هواپیمای مشابه دیگر در تاریخ از دست خواهید داد،اما خونسرد باشید، در دادگاه ، کامپیوترهایی که چندین بار صحنه را شبیه سازی کرده اند مواجه با خطر را با صرف یک لیوان شیر و درکمال خونسردی شبیه سازی میکنند . این از دست دادن موتور دوگانه در ارتفاع ۲۸۰۰ فوتی و پس از فرود فوری در آب با تماس و تکانه های شدیدمانند تماس با ارواح بود. هیچ کس هرگز برای چنین حادثه ای آموزش ندیده است، هیچکس.”
در واقع سرنوشت خلبان پرواز در مواجه با ریسکهای پیش رو مانند مواجه سرمایه گذاران با ریسکهای تجاری است. هیچ کس نمیگوید در آن سطح از ارتفاع عملیات چه باید بکنید و چه سرنوشتی در انتظار شماست و ممکن است با حداقل دانش و محدودیت های فراوان محیطی اقدام به تصمیم گیری نمایید. وقتی بازی واقعی تمام میشود، همه ناباوران به مدعیان بزرگی تبدیل میشوند که حلاجی و ارزیابی را در محیطی بدون انگیزه و فاقد فشارهای حادث شده بر سرمایه گذاران ارزیابی میکنند.
بیایید داستان فیلم را تغییر دهیم.خلبان” سالی” اگر طبق دستور اتاق فرمان عمل می نمود چه بلایی بر سر مسافران آمده بود؟ قطعاً این فیلم هرگز با این سناریو ساخته نمیشد و کاپیتان سالی هم یک قهرمان نبود.بعضی وقتها اتاق های فرمان سیگنالهای درستی صادر نمیکنند هرچند خلبان انتظار دارد تا اتاق فرمان که اطلاعات جامع و متقارنی دارد تحلیل دقیق تر و ارزیابی سنجیده تری داشته باشد.به تعبیر من، دوستان زیادی از سیگنالهای که توسط اتاق های فرمان(مانند دولتمردان،شرکتهای کارگزاری، سبدگردانها، رسانه ها) صادر شده بود استفاده کردند و امروز در رنج و اندوه زیادی قرار گرفته اند.
آماده سازی و تنوع عناصر کلیدی یک استراتژی تدافعی سالم است. این دو استراتژی با هم می توانند به ما در مقابله با یک طوفان مالی کمک کنند. هنگامی که آشفتگی واقعی در بازارها وجود دارد، اکثر معامله گران حرفه ای به سمت نقد کردن یا نگهداری سپرده بانکی یا صندوق های با درآمد ثابت می روند. حداقل بخشی از پرتفوی خود را در سرمایه گذاری های تضمین شده نگه دارید که با بازارها سقوط نمی کند. توصیه هوشمندانه دیگر برای محافظت از سبد سهام خود در برابر سقوط بازار شامل پوشش ریسک با استفاده از اوراق تبعی و سایر گزینه های پوشش ریسک سرمایه گذاری است.هیچ پیشنهاد مشخصی را آنقدر جدی قلمداد نکینم و با اطلاعات دقیق تر و محتاطانه تری تصمیم گیری کنید. همه ما میدانیم این روزها خواهند گذشت و روزهای خوش نیز خواهند آمد. ساختارهای معیوب تورم آفرین موتور رشد بازار سرمایه در ایام پیش رو هستند فقط زمان دقیق آن را نمی توانیم درست برآورد کنیم.